محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )
11
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى )
5 / 2 اگر گويى : از پيغمبر صلى الله عليه و آله در حديث صحيح آمده كه : ارواح دو هزار سال پيش از اجساد آفريده شدهاند ، و شيخ قدس سره نيز در كتابهايش - به ويژه در باب نكاحات - تصريح كرده كه وجود ارواح مقدم بر تعيّن عالم مثال بوده ، و عالم مثال مقدم بر وجود اجسام بسيطه بوده چه رسد به كالبدهاى مركب ، جهت توافق بين دو بيان چگونه است ؟ 6 / 2 گويم : تقدم خاص ارواح كلى است ، اگر چه تدبير كنندهء اشباح ( ابدان ) - از ارواح كليه - داناى به نشآت و عوالم پيشين بر نشأه و عالم بدن خود مانند نشأه و عالم « الست » و غير آن - مىباشد ، و موقوف بودن بر ارواح جزئى ، موافق آن چيز ( يعنى قاعده ) اى است كه در حكمت ثابت شده است ، و چون ارواح عالى كه به نام عقول ناميده شدهاند واسطهء در تعيّن نفوس كلى ، و سپس در تعيّن نفوس جزئى - به حسب تعيّن مزاجهاى طبيعى - هستند ، از هر تقدم به هزار سال تعبير شده است ، و اين آگاهى است بر شدت تفاوت بين مراتب سه گانه - خدا دانا است و بس - 7 / 2 و در تشويق بر پيوند رحم طبيعى ؛ راز خوددارى از خويشتن را در هلاكت افكندن دانسته مىشود . چون از پيغمبر صلى الله عليه و آله روايت شده كه فرمود : نفس تو مركب تو است با آن مدارا كن . و سرّ مورد غضب قرار گرفتن آن كس كه انتحار كند و يا مؤمنى را از روى عمد بكشد ؛ و سرّ چهار بودن گواهان در عمل زنا - نه در قصاص - دانسته مىشود ، زيرا عدل مطلقا صفت حكم حق متعال است و خداوند هم كار خويش را انجام مىدهد ، پس تا آن جا كه امكان داشته جانب آن را ( يعنى گرامى داشتن نفس را ) مراعات فرموده است ، و اين كه حكم به سنگ سار كردن كسى كه با زن شوهردار عمل زنا انجام دهد داده ؛ اين به واسطهء اشتمال اطلاق تصرف تأثير است ( از جانب حق تعالى ) نه از جهت امر بر ادعاى الوهيت ، لذا او را به واسطه سنگسار كردن - در مقابل هتك حرمتش مر تفاصيل احكام اسماء احصان « 1 » او را - هلاك مىسازد ، و دربارهء دوشيزه تازيانه زدن را - به تعداد آن اسماء به سبب شفاعت حكم اولى ذاتى احدى - كافى دانسته است ، حضرت شيخ قدس سره اين چنين تحقيق و بيان داشته است .
--> ( 1 ) - يعنى اسمايى كه اصول احكام حضرت ربوبى هستند .